وقتی آتش جنگ فروکش میکند، اغلب تصور میشود که همه چیز به روال عادی بازمیگردد. اما حقیقت پیچیدهتر از چیزی است که به نظر میرسد. در وضعیت کنونی ایران که بسیاری از تحلیلگران آن را نه جنگ، نه صلح توصیف میکنند؛ جامعه در فضایی فرسایشی گرفتار شده که هنوز اختلالات اقتصادی، روانی و مدیریتی ناشی از درگیریهای اخیر کاملا برطرف نشده است.
در چنین وضعیتی، بازسازی خانههای آسیبدیده از پیچیدهترین و حیاتیترین مسائل پیشروی کشور است، زیرا خانه در جامعه ایران، فراتر از یک سرپناه، مهمترین دارایی اقتصادی خانوار محسوب میشود و تخریب آن مستقیما با امنیت روانی، ثبات اقتصادی و پیوندهای اجتماعی گره خورده است. در این مقاله میتوانید با نگاهی به آمار خانههای آسیب دیده در جنگ و همچنین چالشهای مهم در بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ آشنا شوید.
مجله اینترنتی والا اینوست با ارائه تازهترین فناوریها و نوآوریهای صنعت ساختمان، در خدمت علاقهمندان و فعالان این حوزه است.
نگاهی آماری به خانههای آسیبدیده
بر اساس آخرین ارزیابیهای انجام شده در مورد جنگ رمضان، در مجموع حدود ۱۳۵ هزار واحد مسکونی در ۲۴ استان کشور دچار خسارت شدند که از این تعداد بیش از ۳۰ هزار واحد آن مربوط به آپارتمانهای تهران بوده است. فراتر از اعداد اولیه، جمعیت هلالاحمر نیز تا مقطعی از جنگ، آمار ۱۲۵ هزار و ۶۳۰ واحد غیرنظامی را در کل کشور ثبت کرده بود.
تمرکز خسارتها به وضوح روی پایتخت بوده است و حدود یکسوم از کل واحدهای آسیبدیده کشور در تهران واقع شده است. در سطح استان تهران، برآوردها نشان میدهد حدود ۶۰ هزار واحد مسکونی آسیب دیدهاند. به علاوه این آمار، تهران را به عنوان کانون اصلی بحران مسکن پس از این رویدادها معرفی میکند.
هزینه تخمینی بازسازی این حجم از خسارت، چند هزار میلیارد تومان برآورد شده است رقمی که روشن میکند که بازسازی مسکن در این مقطع، صرفا یک پروژه عمرانی معمول نیست، بلکه یکی از مهمترین چالشهای اجتماعی و اقتصادی پیشروی کشور به شمار میآید.
البته به خاطر داشته باشید که این آمار متغیر است؛ زیرا برخی خانوادههای آسیبدیده پس از مدتی مراجعه کردهاند و فهرست خسارتدیدهگان همچنان در حال بهروزرسانی است. اما مهمتر از تعداد، نوع و شدت آسیب است. بررسیهای میدانی نشان میدهد که خسارتهای وارده به چهار دسته کلی قابل تقسیم هستند:
- آسیبهای جزئی: مانند شکستگی شیشهها، درب و پنجره، ترکهای سطحی دیوارها و آسیب به تاسیسات داخلی
- آسیبهای متوسط: شامل آسیب به سازههای غیر اصلی، نیاز به تعویض بخشی از نمای ساختمان یا تعمیرات گسترده تاسیسات
- آسیبهای شدید و نیازمند مقاومسازی: مواردی که اسکلت ساختمان تحت تأثیر قرار گرفته اما هنوز قابلیت نجات دارد.
- تخریب کامل: واحدهایی که در اثر اصابت مستقیم پرتابهها یا انفجار، به طور کامل غیرقابل سکونت شده و نیاز به نوسازی از پایه دارند.
بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ؛ از شیشه گرفته تا تخریب کامل
بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ یک فرآیند یکنواخت نیست. هر واحد مسکونی داستان خاص خود را دارد، و برنامهریزی برای بازسازی باید مقیاسپذیر باشد. در ادامه به نکاتی مهم در مورد بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ اشاره شده است:
بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ به صورت جزئی
در تهران، بر اساس گزارش معاون خدمات شهری شهرداری تهران، حدود ۱۵۰۰ واحد مسکونی با آسیبهای جزئی شناسایی شدند که عمده مشکل آنها شکستگی شیشهها بر اثر شدت انفجار بوده است. بر اساس آخرین اعلام شهردار تهران، واحدهای دارای تعمیرات جزئی ۵ هزار و ۱۷۲ مورد بودهاند که تقریبا به اتمام رسیده است. همچنین از تعداد واحدهای دارای تعمیرات متوسط، ۷۹ درصد تعیین تکلیف شدهاند. نکته قابل توجه اینکه شهردار تهران تأکید کرده است: «بازسازیهای اندک به اتمام رسیده اما بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ به طور کامل حدود هفت تا هشت ماه زمان میبرد.
هفت تا هشت ماه برای یک خانواده آواره، یعنی ادامه زندگی در هتلها، منازل استیجاری موقت یا خانه اقوام. تجربههای جهانی نشان دادهاند که تاخیر در بازسازی مسکن میتواند الگوی سکونت شهرها را تغییر دهد و به فروپاشی شبکههای اجتماعی محلی و افزایش فشار روانی بر بازماندگان منجر شود.
مقاومسازی و تخریب بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ
اما داستان برای واحدهایی که تخریب شدهاند یا نیاز به مقاومسازی دارند، پیچیدهتر است. شهردار تهران در این رابطه اعلام کرده است که ۷۰ واحد به مقاومسازی نیاز داشتهاند که روند تعمیر آنها ۸۹ درصد پیشرفت دارد. همچنین از ۶۶۷ واحد نیازمند تخریب و بازسازی، ۴۹ درصد تعیین تکلیف شده و مابقی باید شیوه ساخت را مشخص کنند.
در مناطق پرجمعیت و کمعرض تهران، امکان بازسازی با همان الگوی قبلی همیشه وجود ندارد. مالکان واحدهای تخریبشده باید تصمیم بگیرند که آیا میخواهند واحد را دقیقا به شکل قبلی بازسازی کنند، یا از فرصت استفاده کرده و با تغییر کاربری یا افزایش طبقات، ارزش افزودهای برای ملک خود ایجاد کنند. این تصمیمگیری نیازمند هماهنگی با شهرداری، نظام مهندسی و سایر مراجع ذیربط است.

اسکان موقت؛ راهحل اما نه پایدار
در کنار بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ، اسکان موقت آسیبدیدهگان از دیگر محورهای اصلی بحران مسکن پس از جنگ است. بر اساس گزارش شهردار تهران، تعداد اسکان اضطراری در ۱۱ هتل ۶۶۵ خانوار بوده است. علاوه بر این، تعداد اسکان موقت یک تا دو ساله نیز ۵۵۵ خانوار اعلام شده است. از این تعداد، ۹۴ مورد اجاره شده و افراد در منازل استیجاری مستقر هستند و ۳۵۵ خانه نیز افراد اجاره کردهاند. در این راستا، مبلغ ۱.۵ میلیارد تومان ودیعه و ۳۰ میلیون تومان اجارهبهای ماهانه برای هر خانوار پرداخت شده است.
برآورد اولیه هزینههای بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ
برآوردها نشان میدهد که بازسازی خانههای آسیبدیده دستکم ۴۰ هزار میلیارد تومان منابع مالی نیاز دارد. این رقم در نوع خود قابل تامل است، بهویژه آنکه دولت در شرایطی قرار دارد که با تنگناهای بودجهای و تحریمهای خارجی مواجه است.
اما شاید این رقم در مقایسه با تجربیات تاریخی چندان بزرگ به نظر نرسد. برای درک بهتر مقیاس خسارت، نگاهی به جنگ هشت ساله عراق علیه ایران روشنگر است. در آن دوره، حدود ۱۹۰ هزار خانه دچار آسیب کم یا شدید و حدود ۱۳ هزار خانه نیز به طور کامل ویران شد. در مجموع، تا سال ۱۳۶۶ خسارت اقتصادی واردشده به ایران ۱۰۹ میلیارد دلار برآورد شده که ۲.۶ میلیارد دلار آن نصیب بخش مسکن و ساختمان شد.
تفاوت اساسی بین جنگ هشت ساله و درگیریهای اخیر در تمرکز جغرافیایی خسارت است. در حالی که جنگ تحمیلی عراق خسارتها را در جبهههای گسترده و شهرهای مرزی بسیاری پخش کرده بود، درگیریهای اخیر عمدتا چند شهر بزرگ از جمله تهران را هدف قرار داده است. این تمرکز جغرافیایی مزایا و معایبی دارد. از یک سو، مدیریت بازسازی در یک شهر متمرکز سادهتر است؛ از سوی دیگر، شوک اقتصادی ناشی از تخریب مسکن در پایتخت به دلیل تمرکز سرمایه و جمعیت، بسیار عمیقتر و گستردهتر از خسارتهای پراکنده است.
تامین منابع و موانع بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ
اما چالش اصلی بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ، نه در برآورد هزینهها، که در تامین این منابع است. دولت اعلام کرده است که بودجه کافی برای پرداخت مستقیم و کامل هزینه بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ را در اختیار ندارد و به همین دلیل به دنبال راهحلهای جایگزین رفته است.
در شرایط نه جنگ، نه صلح، دولت نه میتواند مثل زمان جنگ هزینههای بازسازی را از محل بودجههای اضطراری تامین کند و نه میتواند مثل دوران صلح به روند عادی وامدهی بانکی و سرمایهگذاری خصوصی تکیه کند، چون ریسکهای سیاسی و امنیتی بالا همچنان پابرجا است. یکی از راهکارهای ابتکاری که دولت پیگیری کرده، اجرای طرح تراکم شناور است. بر اساس این طرح، مالکان واحدهای آسیبدیده میتوانند با دریافت مجوز ساخت یک یا دو طبقه اضافی، از محل فروش این واحدها هزینه بازسازی را تامین کنند.
در مناطق پرجمعیت و کمعرض که چنین امکانی وجود ندارد، گزینه انتقال تراکم مطرح شده تا مالکان بتوانند امتیاز ساختوساز خود را در نقاط دیگر شهر واگذار کنند.علاوه بر این، خزانهداری کل کشور با صدور بخشنامهای به تمام وزارتخانهها، موسسات و شرکتهای دولتی اجازه داده است ساختمانهای آسیبدیده از جنگ را که بازسازی آنها توجیه اقتصادی ندارد، بفروشند یا تهاتر کنند تا از این طریق منابع لازم برای جبران خسارتها تامین شود.
نهادهای متولی و چالش هماهنگی
بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ، فرآیندی است که به طور طبیعی چندین نهاد را درگیر میکند. در ایران، وزارت راه و شهرسازی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، شهرداریها، سازمان برنامه و بودجه، شبکه بانکی و نظام مهندسی ساختمان همگی در این فرآیند نقش دارند.
اما این پراکندگی نهادی خود یکی از موانع اصلی تسریع بازسازی است. تجربههای گذشته نشان میدهد که فقدان فرماندهی واحد و پراکندگی نهادی میتواند سرعت و کیفیت بازسازی را به شدت کاهش دهد. نگاهی به تجربه بازسازی مناطق جنگزده در دهه شصت نشان میدهد که در آن زمان، وجود ساختارهای نسبتا متمرکز و هماهنگ توانست روند بازسازی را تا حدی تسریع کند. در آن دوره، مجموعهای از نهادها از جمله شورای عالی بازسازی، ستادهای اجرایی و بنیاد مسکن در قالب یک چارچوب نسبتا یکپارچه فعالیت میکردند.
بر اساس مصوبات دولت، در تهران، مسئولیت بازسازی و پرداخت منابع مالی واحدهای آسیبدیده عمدتا بر عهده شهرداری تهران گذاشته شده است. اما در خارج از تهران، این مسئولیت بر عهده بنیاد مسکن است. ستادهای بازسازی بنیاد مسکن در مناطق ۲۲گانه شهر تهران نیز برای ارائه خدمات به آسیبدیدهگان فعال شدهاند و شهروندان میتوانند با مراجعه به این ستادها، روند بازسازی را پیگیری کنند.
چه کسی هزینه بازسازی را پرداخت میکند؟
تامین مالی بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ، شاید پیچیدهترین بخش این ماجرا باشد. بر اساس اعلام مقامات مسئول، واحدهایی که دچار آسیب جزئی شدهاند، عمدتا از محل بودجه شهرداری و کمکهای بلاعوض تعمیر شدهاند. اما برای واحدهای تخریبشده یا نیازمند بازسازی اساسی، ترکیبی از منابع در نظر گرفته شده است:
- کمکهای بلاعوض: بخشی از هزینه بازسازی به صورت کمک بلاعوض از سوی دولت به مالکان پرداخت میشود.
- تسهیلات قرضالحسنه: همانطور که اشاره شد، تسهیلات بانکی با سقف ۳۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان به متقاضیان پرداخت میشود. مهمتر آنکه این تسهیلات به صورت قرضالحسنه است و بار سود مرکب بر دوش بازماندگان نمیافتد.
- منابع حاصل از فروش اموال دولتی آسیبدیده: بر اساس بخشنامه خزانهداری کل کشور، اموال دولتی که بازسازی آنها توجیه اقتصادی ندارد، میتواند فروخته یا تهاتر شود و عواید آن صرف پرداخت خسارات گردد.
- طرح تراکم شناور و انتقال تراکم: این ابتکار شاید نوآورانهترین راهکار تامین مالی باشد، اگرچه نیازمند سازوکارهای نظارتی دقیق برای جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی است.

چشمانداز آینده و هشدار نه جنگ، نه صلح
شاید بزرگترین چالش بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ، علاوه بر کمبود فیزیکی مصالح یا نبود نیروی متخصص، ریشه در وضعیت مبهم نه جنگ، نه صلح دارد. تحلیلهای منتشر شده در این زمینه نشان میدهد که این وضعیت برای بازار مسکن و سرمایهگذاران ساختمانی بدترین حالت ممکن است. جنس سرمایهگذاری ساختمانی بلندمدت و به شدت حساس به ریسکهای آتی است. این بازار برای آنکه رشد کند، نیازمند چشم انداز دستکم ۱۰ ساله از قیمتها است. در شرایط فعلی، به دلیل نااطمینانیها، قیمتها ناپایدار است و شرایط اصلاً مساعد سرمایهگذاران این بخش نیست.
این نااطمینانی اثر خود را بر بازسازی مسکن نیز میگذارد. مالکان واحدهای تخریبشده با یک معادله دشوار مواجهند: آیا ارزش دارد همین حالا هزینه بازسازی را تقبل کنند، با این امید که صلح پایدار برقرار شود و قیمت ملک آنها در آینده افزایش یابد؟ یا بهتر است صبر کنند تا وضعیت سیاسی شفافتر شود، هرچند به بهای ادامه زندگی در خانههای استیجاری؟
این ابهام جمعی، خود یکی از موانع اصلی تسریع بازسازی است. حتی اگر بودجه کافی هم فراهم شود، اگر مالکان به دلیل ترس از حملات آینده انگیزهای برای بازسازی نداشته باشند، پروژه بازسازی با کندی پیش خواهد رفت.
کلام نهایی
بازسازی خانههای آسیبدیده بعد از جنگ، در وهله اول یک پروژه مهندسی است؛ اما در لایههای عمیقتر، یک مسأله اجتماعی، اقتصادی و روانی است با ابعاد پیچیده. آمارها نشان میدهد که پیشرفت قابل توجهی در بازسازی آسیبهای جزئی حاصل شده و هزاران واحد مسکونی دوباره قابل سکونت شدهاند. حدود ۹۰ درصد از امور مربوط به واحدهای مسکونی آسیبدیده در تهران تعیین تکلیف شده و واحدهای دارای تعمیرات جزئی تقریبا به اتمام رسیده است. پرداخت ودیعه و کمکهای اجارهبها نیز تا حدودی فشار را از دوش خانوادههای آواره برداشته است.
از سوی دیگر، بازسازیهای اساسی و مقاومسازی واحدهای تخریبشده همچنان نیازمند هفت تا هشت ماه زمان، چند هزار میلیارد تومان بودجه و ارادهای جمعی برای عبور از وضعیت نه جنگ، نه صلح است. چالش تامین منابع، پراکندگی نهادی و نااطمینانی نسبت به آینده، سه مانع اصلی در این مسیر باقی ماندهاند.
درس بزرگ این است که بازسازی مسکن پس از جنگ، هرگز به معنای بازگرداندن آجرها به جای خود نیست. وضعیت کنونی آزمون سختی برای نظام مدیریت بحران و بازسازی کشور است. موفقیت در این آزمون، نه تنها سرپناه صدها هزار خانوار را تامین خواهد کرد، بلکه سیگنال قدرتمندی به جامعه و سرمایهگذاران خواهد فرستاد که ایران از بحران عبور کرده و آماده بازسازی و پیشرفت است.
منابع: donya-e-eqtesad



