مدیریت سرمایه گذاری والا  • مجله  • روایت بی‌بازگشت بحران مسکن در تهران و کوچ اجباری از پایتخت

روایت بی‌بازگشت بحران مسکن در تهران و کوچ اجباری از پایتخت

روایت بی‌بازگشت بحران مسکن در تهران و کوچ اجباری از پایتخت

فهرست مطالب

بحران مسکن در تهران دیگر فقط یک واژه در گزارش‌های اقتصادی نیست، بلکه به واقعیت تلخ روزانه میلیون‌ها انسانی بدل شده که یا در اتاق‌های ۶ متری نفس می‌کشند یا ناچار به ترک اجباری پایتخت شده‌اند. دورانی که تهران را به شهری برای زیستن متصور بودیم، حالا جای خود را به واقعیتی تلخ داده است. پایتختی که هر روز کوچک‌تر می‌شود، نه از نظر جغرافیایی، بلکه در معنای زندگی ساکنانش. آگهی‌های متعددی که طی هفته‌های اخیر در پلتفرم‌های مختلف منتشر می‌شوند، روایتگر فصلی تازه از این ماجرای پرالتهاب هستند.

اگر زمانی متراژهای ۳۰ یا ۴۰ متر به عنوان نماد کوچک‌سازی زندگی در تهران تلقی می‌شد، اکنون تصویر فرسنگ‌ها فاصله گرفته و اتاق‌های ۶ یا ۸ متری چهره جدید این شهر شده‌اند. شاید عجیب‌ترین نمونه، آگهی اجاره یک «اتاق ۸ متری روی پشتبام» در تهران باشد. فضایی که در بهترین حالت، سال‌ها قبل، کاربردی فراتر از یک انباری یا محل نگهداری وسایل اضافی نداشت، امروز با قیمت‌هایی نجومی به مستاجران عرضه می‌شود. در این مقاله می‌توانید با نکاتی مهم در مورد بحران مسکن در تهران و مهاجرت اجباری بسیاری از مردم از این شهر آشنا شوید.

 مجله اینترنتی والا اینوست با ارائه تازه‌ترین فناوری‌ها و نوآوری‌های صنعت ساختمان، در خدمت علاقه‌مندان و فعالان این حوزه است.

وقتی واحدهای ۶ و ۸ متری به تنها گزینه زندگی در پایتخت بدل می‌شوند

بازار اجاره مسکن در تهران در حال گذار از یک فاز کلاسیک به فازی بی‌سابقه است. فازی که در آن، مستأجران دیگر به دنبال خانه مناسب نیستند، بلکه دنبال پناهگاهی آنی در برابر بی‌خانمانی می‌گردند. بحران مسکن در تهران اکنون آن قدر عمیق شده که آگهی‌هایی نظیر اجاره یک اتاق ۸ متری روی پشت بام یا یک اتاق ۶ متری در محدوده شوش با پنج میلیون تومان ودیعه و سه میلیون تومان اجاره ماهانه، بخش جدایی‌ناپذیر از واقعیت روزمره شده است.

بر اساس اطلاعات منتشرشده در یکی از گزارش‌های دنیای اقتصاد، الگوی «اتاق‌های پشتبامی» با گسترش عجیبی روبه‌رو شده و مناطقی را دربرمی‌گیرد که پیش‌تر مرزهای شمال و جنوب شهر را کاملا از هم متمایز می‌کرد. این وضعیت نشانه آن است که قشر وسیعی از شهروندان، از کارگران و بازنشستگان گرفته تا جوانان و مهاجران شهرستانی به طور کامل از چرخه دسترسی به واحدهای مسکونی استاندارد خارج شده‌اند. افزایش هزینه‌های زندگی، ثبات‌ماندن درآمدها و تورم مزمن باعث شده این دسته از مردم به سمتی سوق داده شوند که تا همین چند وقت پیش شاید باورش غیرممکن به نظر می‌رسید.

سقف اجاره و پای ثابت تورم؛ چرا سیاست «۲۵ درصد» پاسخگو نبود؟

پرسشی که در مورد بحران مسکن در تهران، اذهان بسیاری را به خود مشغول کرده این است این است که چرا با وجود مصوبات دولتی و تعیین سقف‌های اجباری برای رشد اجاره‌بها، بحران مسکن در تهران نه تنها فروکش نمی‌کند و روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود؟ پاسخ را باید در شکاف میان نرخ‌های تصویب‌شده و نرخ‌های واقعی بازار جستجو کرد. طبق گزارش تحلیلی دنیای اقتصاد، فروردین‌ماه ۱۴۰۵ تورم نقطه‌به‌نقطه اجاره‌بها ۳۱.۱ درصد اعلام شده، اما تجربه فصول گذشته نشان می‌دهد با شروع نقل‌وانتقالات از اواخر خرداد تا پایان شهریور، این نرخ شتاب بیشتری می‌گیرد.

مطالعه کنید >>  پارکینگ هوشمند؛ راهکاری نوین برای مدیریت بهینه فضاهای پارکینگ

با این حال، نکته کلیدی در مورد بحران مسکن در تهران اینجاست که رشد اجاره‌بها علیرغم تصور عموم، هنوز از تورم عمومی فاصله دارد؛ در فروردین ماه تورم عمومی نقطه‌به‌نقطه به ۷۳.۵ درصد رسید. اما همین کمتر بودن هم به کمکی نمی‌آید؛ چراکه قدرت خرید مستأجران با سرعتی بسیار بیشتر از رشد اسمی اجاره‌بها تحلیل می‌رود. از سوی دیگر، نرخ‌گذاری دستوری ۲۵ درصدی، نقشی خاصی روی بازار نداشته و بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد که افزایش واقعی اجاره‌بها در موارد بسیاری دو برابر عدد مصوب بوده است. عواملی چون نوسان نرخ ارز، رشد بازارهای موازی و سیاست‌های مالی انقباضی، عملاً سقف تصویبی را تبدیل به یک آرزوی دست‌نیافتنی کرده‌اند.

سقف اجاره و پای ثابت تورم؛ چرا سیاست «۲۵ درصد» پاسخگو نبود؟

گذر از بحران مسکن در تهران به بحران بقا

برخلاف تصور نخست که تورم مسکن را صرفاً یک متغیر اقتصادی تلقی می‌کرد، امروز کارشناسان ارشد، جمله‌ای تکان‌دهنده را تکرار می‌کنند که بحران مسکن در تهران دیگر یک مسئله شهری نیست؛ به بحرانی اجتماعی تبدیل شده است. کاهش سرانه فضای زندگی، افزایش تراکم جمعیتی در خانواده‌ها، کاهش آرامش روانی و تشدید آسیب‌های اجتماعی از جمله پیامدهای مستقیم این معضل هستند.

شاید این گزاره برای عموم قابل‌درک‌تر باشد که با عادی شدن اجاره اتاق‌های ۶ متری، یک جامعه به‌تدریج با استانداردهای بسیار پایین‌تر از زندگی سازگار می‌شود. در بلندمدت، این روند می‌تواند سلامت روان شهروندان را خدشه‌دار کند، انگیزه برای ازدواج و تشکیل خانواده را از بین ببرد و روابط اجتماعی را به محیطی خصمانه و رقابتی تبدیل کند. ماجرا تنها بر سر محل خواب نیست؛ مسکن، رکن اصلی هویت و برنامه‌ریزی برای آینده است.

وقتی نسلی از جوانان از همان ابتدا با این واقعیت مواجه می‌شوند که خانه یک کالای لوکس و دست‌نیافتنی است، انگیزه آن‌ها برای مشارکت در رونق تولید، کارآفرینی و حتی ادامه تحصیل کاهش پیدا می‌کند که همین بحران ناامیدی، یکی از موتورهای محرک مهاجرت از تهران خواهد بود.

تهران؛ شهر خالی‌شونده از ساکنان اصلی

مهاجرت اجباری واژه‌ای است که در ماه‌های اخیر بیش از همیشه تکرار شده است. در حالی که سال‌ها تهران به عنوان مقصد اصلی مهاجرت‌های داخلی شناخته می‌شد، اکنون معادلات برعکس شده است. فشار بحران مسکن در تهران، بسیاری از خانواده‌ها را وادار کرده تا پایتخت را به مقصد شهرهای ارزان‌تر ترک کنند؛ اما این پدیده که با نام مهاجرت معکوس شناخته می‌شود، به خودی خود چالش‌های تازه‌ای به همراه دارد.

بر اساس گزارش دنیای اقتصاد و منابع استانی، غرب استان تهران به طور خاص هدف مهاجرت‌های معکوس قرار گرفته است. مناطقی مثل شهر قدس، شهریار و ملارد اکنون با تراکم جمعیتی حدود ۸۰ برابر میانگین کشوری روبه‌رو هستند. سرانه‌های آموزشی و درمانی در این مناطق بسیار پایین‌تر از استانداردها است و زیرساخت‌های آبی، بهداشتی و حمل‌ونقل پاسخگوی این حجم ناگهانی جمعیت نیست.

اما این پایان ماجرا نیست. مهاجرت معکوس، بحران مسکن را از تهران به سایر شهرها نیز صادر می‌کند. تهرانی‌هایی که با فروش یک واحد کوچک در جنوب پایتخت وارد شهرهای حومه‌ای می‌شوند، در کنارِ تأمین سرپناه برای خود، تقاضا را در شهرهای جدید به شدت افزایش می‌دهند و قیمت مسکن را در آن مناطق نیز آتش می‌زنند. نتیجه نهایی چیزی جز گسترش دایره بحران به کل شبکه شهری کشور نیست. نمونه بارز آن کرج است؛ دومین کلانشهر ایران، جایی که میانگین قیمت مسکن در ۱۰ سال اخیر ۳۸ برابر شده است.

مطالعه کنید >>  مزایای پارکینگ زیرزمینی؛ چرا این نوع پارکینگ، بهترین انتخاب برای ساختمان‌های مدرن است؟

نشانه‌های فرسایش تدریجی رویای خانه‌دار شدن

گزارش‌ها در مورد بحران مسکن در تهران نشان می‌دهد که میانگین قیمت هر مترمربع مسکن در تهران از ۳ میلیون و ۹۵۰ هزار تومان در سال ۱۳۹۴ با ۳۳۰۰ درصد افزایش به ۱۳۰ میلیون تومان در سال گذشته رسیده است. چنین رشدی در کمتر بازاری ثبت شده است. این رشد نجومی، تازه سفر بحران مسکن در تهران از یک پدیده حاد به یک ساختار مزمن را کامل می‌کند.

اکنون یک کارگر یا کارمند معمولی با درآمد چند ده میلیون تومانی عملا از بازار خرید حذف شده و حتی گزینه اجاره نیز برای بسیاری غیرممکن شده است. عضو هیأت‌مدیره انجمن انبوه‌سازان تهران هشدار می‌دهد در صورت تداوم بی‌عملی، با انفجار قیمتی شدید در آینده نزدیک روبه‌رو خواهیم شد. او تأکید دارد که نهضت ملی مسکن با قیمت‌های بسته‌شده قبلی و تورم کنونی، توجیه اقتصادی ندارد و پیش‌بینی ساخت حدود ۱۰ هزار واحد در مقابل کسری ۶ میلیون واحدی، حکایت از عملکردی ضعیف دارد.

علاوه بر این، سازندگان ساختمان با رشد شدید هزینه‌های تمام‌شده و عدم همکاری بانک‌ها جز بانک مسکن، امکان عرضه واحدهای جدید را در مقیاس انبوه ندارند. نتیجه؟ رکود تورمی مزمن؛ یعنی قیمت‌ها سر به فلک می‌کشد، اما عملا معاملهٔ جدی در بازار انجام نمی‌شود و هر روز شاهد خروج یک مستأجر یا فروشنده دیگر از چرخه بازار مسکن خواهیم بود.

سقف اجاره و پای ثابت تورم؛ چرا سیاست «۲۵ درصد» پاسخگو نبود؟

انتخاب هوشمندانه، راه نجات ساکنین تهران

در مواجهه با بحران مسکن در تهران که اجاره‌بهای سنگین و کمبود واحدهای استاندارد، بسیاری از شهروندان را به مهاجرت اجباری از پایتخت واداشته است، پیش‌خرید هوشمندانه مسکن می‌تواند راه نجاتی واقعی باشد. امروز هزینه اجاره ماهانه یک اتاق ۶ متری در تهران به رقم‌هایی رسیده که عملاً قدرت خرید خانوارها را تحلیل برده، اما روش پیش‌فروش ساختمان و همکاری با سازندگان معتبر، این امکان را فراهم می‌کند که خریداران با قیمتی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد پایین‌تر از نرخ نهایی واحد تمام‌شده، صاحب خانه شوند.

به این ترتیب، به جای پرداخت اجاره‌های نجومی و رقابت بر سر اتاق‌های چندمتری، می‌توان با برنامه‌ریزی و اقساط منطقی، در یکی از محله‌های مناسب تهران صاحب سرپناهی استاندارد شد و از فشار بحران مسکن در تهران تا حد چشمگیری کاست. این انتخاب هوشمندانه، اگرچه همه مشکلات را حل نمی‌کند، اما در شرایط فعلی که تورم و نبود سیاست‌های مؤثر، دسترسی به مسکن را دشوار کرده، یکی از عملی‌ترین راه‌های باقی‌مانده برای ساکنین تهران است.

منبع: donya-e-eqtesad

امتیاز دهید! 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *