آیا میدانستید تنگه هرمز، این نقطه باریک روی نقشه خاورمیانه، میتواند کلید طلایی افزایش قیمت مسکن در نیویورک، لندن و توکیو باشد؟ برخلاف تصور عموم که اثر درگیریهای ژئوپلیتیک را محدود به قیمت بنزین میدانند، مکانیسم پنهانی در اقتصاد جهان وجود دارد. شوک نفتی ناشی از تنش در هرمز مستقیما تورم را شعلهور کرده و نقشه راه فدرال رزرو را برای کاهش نرخ بهره بر هم میزند.
نتیجه این معادله ساده اما وحشتناک است؛ نرخ وام مسکن در سراسر جهان صعودی شده و قدرت خرید دهها میلیون خانواده ظرف چند هفته از بین میرود در این مقاله قصد داریم اثر تنگه هرمز بر قیمت مسکن در دنیا را بررسی کنیم و نشان دهیم چرا تنگه هرمز امروز به بزرگترین تهدید صنعت مسکن جهانی تبدیل شده است.
مجله اینترنتی والا اینوست با ارائه تازهترین فناوریها و نوآوریهای صنعت ساختمان، در خدمت علاقهمندان و فعالان این حوزه است.
تاثیر غیرمستقیم اما انکارناپذیر شوک هرمز بر ساختوساز
شاید در نگاه اول ارتباطی بین یک تنگه آبی در جنوب ایران و قیمت آجر و سیمان در برلین یا ملبورن وجود نداشته باشد، اما واقعیت تلخ این است که شوک نفتی ناشی از تنش در هرمز، زنجیرهای از افزایش هزینهها را به حرکت درمیآورد که حلقه آخر آن، توقف پروژههای ساختمانی در سراسر جهان است. داستان از این قرار است که قیر، فولاد، آلومینیوم و حتی پلاستیکهای مورد استفاده در عایقکاری ساختمانها، همگی به شدت به انرژی و فرآوردههای نفتی وابسته هستند.
افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار، هزینه حملونقل دریایی و جادهای مواد اولیه را تا ۳۵ درصد جهش میدهد؛ در همان زمان، کارخانههای تولید سیمان که از کورههای عظیم نفتی و گازی تغذیه میکنند، مجبور به افزایش ۴۰ درصدی قیمت محصولات خود میشوند. نتیجه این معادله ساده موجب افزایش بین ۲۰ تا ۴۰ درصد هزینه ساخت هر واحد مسکونی جدید در کشورهای صنعتی میشود و این موضوع موجب توقف صنعت ساختو ساز یا گران شدن قیمت مسکن خواهد شد.
اثر تنگه هرمز بر قیمت مسکن در دنیا و هزینه تامینکنندگان تجهیزات ساختمانی مانند آسانسور، کابینت و لولههای PVC نیز موثر است. پتروشیمیهای اروپا و آسیا که نفت را از طریق همین آبراه دریافت میکنند، با کاهش تولید و افزایش قیمت مواجه میشوند. به این ترتیب، ساختوساز که قلب تپنده صنعت مسکن است، بدون آنکه مستقیما درگیر تنش نظامی باشد، به قربانی خاموش بحران هرمز تبدیل میشودو در این شرایط خانهدار شدن برای دهها میلیون خانواده در سراسر دنیا به رویایی دورتر از همیشه بدل میشود.
آسیا؛ آسیبپذیرترین قاره در برابر بسته شدن هرمز
هنگامی که صحبت از بسته شدن تنگه هرمز به میان میآید، هیچ قارهای به اندازه آسیا در معرض خطر نیست. آمارها نشان میدهد حدود ۸۴ درصد از نفتی که روزانه از هرمز عبور میکند، مقصدش آسیا است. این رقم به تنهایی کافی است تا عمق فاجعه را برای اقتصادهای آسیایی روشن کند. چهار کشور بزرگ آسیایی یعنی چین، هند، ژاپن و کره جنوبی به تنهایی ۷۵ درصد از کل واردات نفت و گاز عبوری از این آبراه استراتژیک را به خود اختصاص دادهاند.
در سال ۲۰۲۵، آسیا روزانه ۱۴.۷۴ میلیون بشکه نفت خام از خاورمیانه وارد کرده که این رقم حدود ۶۰ درصد از کل واردات نفتی این قاره (۲۵ میلیون بشکه در روز) را تشکیل میدهد. به بیان سادهتر، اقتصاد صنعتی و در حال رشد آسیا روی یک پایه نفتی لرزان به نام «هرمز» بنا شده است.

چرا جایگزین کردن این مسیر اینقدر دشوار است؟
پاسخ در زیرساختهای پالایشگاهی و قراردادهای بلندمدت نهفته است. بسیاری از پالایشگاههای بزرگ آسیایی برای پردازش نفت خام سنگین و ترش خاورمیانه طراحی شدهاند و تغییر ناگهانی به نفت سبکتر و شیرینتر آفریقا یا آمریکا هم هزینهبر است و هم ممکن است اصلا فنی نباشد. از سوی دیگر، تقریبا ۲۰ درصد از صادرات جهانی گاز طبیعی مایع از قطر و امارات نیز از همین مسیر عبور میکند؛ گازی که کشورهایی مثل پاکستان (۹۹ درصد وابستگی به قطر و امارات)، بنگلادش (۷۲ درصد) و هند (۵۳ درصد) حیات صنعتی و برق خود را به آن گره زدهاند.
- ژاپن و کره جنوبی (آسیبپذیرترین اقتصادها): ژاپن حدود ۸۷ درصد از کل انرژی خود را از سوختهای فسیلی وارداتی تامین میکند که ۷۵ تا ۹۵ درصد نفت خام آن از طریق هرمز میآید. کره جنوبی نیز به طور مشابه ۷۰ تا ۸۱ درصد وابستگی انرژی به واردات دارد. سرمایهگذاری محدود این کشورها در انرژیهای تجدیدپذیر، آنها را در برابر هر شوکی کاملا بیدفاع کرده است.
- هند و پاکستان (شوک مضاعف): هند روزانه ۲.۱ میلیون بشکه نفت از هرمز وارد میکند و حدود ۵۳ درصد از نفت خام و ۵۳ درصد از LNG آن متکی به خلیج فارس است. اما شرایط در پاکستان و بنگلادش بحرانیتر است؛ کسری ساختاری گاز در بنگلادش به بیش از ۱.۳ میلیارد فوت مکعب در روز میرسد و با ظرفیت ذخیرهسازی محدود، قطعی کوتاهمدت هرمز به معنای خاموشی گسترده نیروگاههاست.
- چین (بزرگ اما تا حدی آماده): چین روزانه ۵.۴ میلیون بشکه نفت از هرمز وارد میکند و خریدار بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران است. با این حال، چین با ذخیره استراتژیک ۷.۶ میلیون تنی LNG و سرمایهگذاری گسترده در انرژیهای تجدیدپذیر ، حاشیه امنیت بیشتری نسبت به رقبا دارد.
- تایلند و سنگاپور (قربانیان قیمت): تایلند با خالص واردات نفتی معادل ۴.۷ درصد تولید ناخالص داخلی، آسیبپذیرترین اقتصاد جنوب شرق آسیاست. هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت، کسری حساب جاری این کشور را ۰.۵ درصد بدتر میکند. سنگاپور نیز با افزایش وابستگی به نفت سنگین خاورمیانه (بیش از ۷۰ درصد)، به شدت در معرض ریسک اختلال در زنجیره تامین قرار دارد.
چرا با تمام شدن انرژی، مسکن گرانتر میشود؟
اثر تنگه هرمز بر قیمت مسکن در دنیا، شاید در نگاه اول غیرمنطقی به نظر برسد؛ اما زنجیره پنهانی از وابستگیهای صنعت ساختمان به نفت و گاز، پاسخ آن را روشن میکند. واقعیت این است که ساخت یک واحد مسکونی، یکی از انرژیبرترین فرآیندهای صنعتی در جهان مدرن است. از همان لحظهای که بیلهای مکانیکی زمین را برای فونداسیون آماده میکنند تا وقتی که کامیونهای حمل سیمان، آجر و فولاد در جادهها تردد میکنند، همه و همه به سوختهای فسیلی وابسته هستند.
بررسیهای علمی نشان میدهد که حدود ۲۰ درصد از هزینه ساخت یک ساختمان به طور مستقیم به انرژی مرتبط است. اما فراتر از این، مواد اولیه خود ساختمانها نیز ریشه در نفت دارند؛ پیویسی (PVC) مورد استفاده در لولهکشی، قیر مصرفی در عایقرطوبتی، پلاستیکهای به کار رفته در تجهیزات برقی و حتی رزینهای موجود در رنگها، همگی از فرآوردههای پتروشیمی ساخته میشوند. به همین دلیل، موسسه ملی خانهسازان آمریکا (NAHB) گزارش داده که پس از شوک نفتی ناشی از تنش در هرمز، قیمت انرژی مصرفی در ساختوساز رشدی معادل ۲۱.۴ درصد در یک ماه تجربه کرده است.
این یعنی وقتی انرژی تمام میشود یا قیمت آن جهش میکند، خانهها نه فقط از نظر هزینه سوخت ماشینآلات، بلکه از زاویه تمام اجزای تشکیلدهنده خود، گرانتر میشوند و این افزایش هزینه در نهایت به جیب خریدار نهایی منتقل خواهد شد. برای بررسی دقیقتر اثر تنگه هرمز بر قیمت مسکن در دنیا، در ادامه به مهمترین مکانیسمهای افزایش قیمت مسکن در بحران انرژی اشاره کردهایم:
افزایش هزینه حمل مصالح ساختمانی
مهمترین اثر تنگه هرمز بر قیمت مسکن در دنیا، گران شدن هزینه حمل مصالح ساختمانی است. سیمان، آجر، فولاد و شن و ماسه همگی با کامیونهای دیزلی جابهجا میشوند. گرانی سوخت به معنای افزایش مستقیم هزینه حمل هر تن مصالح است که در نهایت در قیمت نهایی ساختمان منعکس میشود.
گرانی مواد اولیه پتروشیمی محور
لولههای PVC، عایق قیر، کفپوشهای پلاستیکی، چسب و رنگ همگی از نفت و گاز ساخته میشوند. جهش قیمت نفت ناشی از بحران هرمز باعث میشود این مواد تا ۳۶ درصد گرانتر شوند.
افزایش هزینه ماشینآلات سنگین ساختمانی
مورد بعدی که اثر تنگه هرمز بر قیمت مسکن در دنیا را نشان میدهد، زیاد شدن هزینه ماشینآلات ساختمانی است. بیل مکانیکی، جرثقیل، لودر و بتونیر همگی با گازوئیل کار میکنند. هر ساعت کار با این ماشینآلات در شرایط بحران انرژی، هزاران دلار به هزینه نهایی پروژه اضافه میکند.
توقف پروژههای ساختمانی نیمه تمام
افزایش ناگهانی و پیشبینینشده هزینهها باعث میشود بسیاری از سازندهها پروژههای خود را نیمهکاره رها کنند. نتیجه این وضعیت کاهش شدید عرضه مسکن جدید و افزایش قیمت خانههای موجود در بازار است.
تورم نفتی و جهش نرخ بهره بانکی
تورم ناشی از گرانی انرژی، مهمترین اثر تنگه هرمز بر قیمت مسکن در دنیا است که بانکهای مرکزی جهان را مجبور به افزایش نرخ بهره میکند. در این شرایط وام مسکن گرانتر میشود، اما به دلیل کاهش عرضه، قیمت خانهها پایین نمیآید.
کاهش قدرت خرید خانوادهها
تورم شدید و گران شدن اقلام اساسی موجب ایجاد فشار بر خانوادهها میشود. از یک سو اقساط وام مسکن سنگینتر شده و از سوی دیگر قیمت خرید خانه افزایش یافته است. خانهدار شدن به رؤیایی دورتر از همیشه تبدیل میشود.
سناریوی خوشبینانه؛ پایان سریع بحران و نجات مسکن
در میان انبوه پیشبینیهای تیره و تار درباره آینده بازار مسکن جهانی، سناریویی امیدوارکننده نیز ترسیم شده است که میتواند نفسها را به سینهها بازگرداند. بر اساس تحلیلهای موسسات معتبر بینالمللی در مورد اثر تنگه هرمز بر قیمت مسکن در دنیا، پایان سریع بحران در تنگه هرمز نه تنها از شعلهورتر شدن آتش تورم جلوگیری میکند، بلکه مسیر کاهش نرخ بهره و در نتیجه احیای بازار وام مسکن را هموار خواهد ساخت.
گزارش اخیر سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) که در مارس ۲۰۲۶ منتشر شده، صراحتا اعلام میکند که پیشبینیهای رشد اقتصادی جهانی بر این فرض فنی استوار است که اختلالات جاری در بازار انرژی در طول زمان کاهش یافته و قیمت نفت، گاز و کودهای شیمیایی از اواسط سال ۲۰۲۶ به بعد به تدریج کاهش پیدا میکند. به عبارت دیگر، اگر تنشها ظرف هفتهها یا ماهها فروکش کند، جهان میتواند از یک سقوط قریبالوقوع نجات پیدا کند.
در چنین سناریویی، قیمت نفت برنت که در اوج بحران به بالای ۱۰۰ دلار رسیده بود، میتواند به کانال ۷۰ تا ۸۰ دلار بازگردد و جهش تورمی مهار شود. این یعنی بانکهای مرکزی، به ویژه فدرال رزرو آمریکا، مجبور نخواهند بود نرخ بهره را بیش از این افزایش دهند و برنامه کاهش نرخها که پیش از بحران پیشبینی میشد، مجددا روی میز قرار خواهد گرفت.

نجات مسکن در سناریوی خوشبینانه چگونه رقم میخورد؟
تغییر مسیر نرخ بهره و بازگشت اعتماد سرمایهگذاران اصلیترین موارد برای کاهش اثر تنگه هرمز بر قیمت مسکن در دنیا هستند. برآورد صندوق بینالمللی پول و تحلیلهای معتبر نشان میدهد که اگر شوک نفتی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز، کوتاهمدت باشد، تاثیر آن بر اقتصاد کلان و تورم محدود خواهد ماند. در این حالت، فدرال رزرو به جای آنکه مجبور به افزایش نرخ بهره پو تشدید فشار بر اقساط وام مسکن شود، میتواند سیاست انتظار و تماشا را در پیش گرفته و حتی در صورت تضعیف بازار کار، مسیر کاهش نرخ را از سر بگیرد.
برای بازار مسکن، این سناریو به معنای توقف روند صعودی نرخ وامهای ۳۰ ساله و تثبیت آن در سطوح قابل قبولتر است. از سوی دیگر، بخش املاک و مستغلات در مقایسه با سایر داراییها، ظرفیت بالایی برای عبور دادن تورم به جریان نقدینگی خود از طریق قراردادهای اجاره دارد. در سناریوی رفع سریع بحران، سرمایهگذاران نهادی که در دوران اوج تنش به سمت داراییهای امن گریخته بودند، مجددا به بخش مسکن بازمیگردند. شواهد این ادعا در بازارهایی مانند هند دیده میشود، جایی که حتی در اوج بحران هرمز، سرمایهگذاری نهادی در سال ۲۰۲۵ به رکورد ۱۴.۳ میلیارد دلار رسید.
اگر بازار کار به طور قابل توجهی تضعیف یا پیامدهای اقتصادی ناشی از قیمتهای بالای انرژی شدیدتر شود، فدرال رزرو حتی ممکن است به سمت کاهش نرخ بهره حرکت کند. در چنین شرایطی، هم هزینه ساخت تعدیل میشود و هم قدرت خرید خانوارها با کاهش اقساط وام مسکن افزایش پیدا میکند. در واقع پایان سریع بحران در هرمز، کلید گشودن قفل رکود و تورم در بازار مسکن جهان است.
سخن نهایی
تنگه هرمز، این آبراه باریک و به ظاهر دورافتاده، امروز به یکی از متغیرهای اصلی معادله خانهدار شدن در سراسر جهان تبدیل شده است. واقعیت انکارناپذیر امروز این است که بازار مسکن جهانی روی لبه تیغ حرکت میکند؛ از یک سو تورم نفتی بانکهای مرکزی را در بنبست قرار داده و نرخ بهره را در سطوحی نگه داشته که بسیاری از خانوارها توان بازپرداخت اقساط را ندارند، از سوی دیگر هزینه تمام شده ساختوساز به دلیل گرانی سوخت و مواد پتروشیمی به سطحی رسیده که سازندهها یا دست از کار کشیدهاند و یا خانههای خود را با قیمتهای نجومی به بازار عرضه میکنند.
با این حال، سناریوی خوشبینانه هنوز زنده است؛ پایان سریع بحران در هرمز میتواند قیمت نفت را به کانال ۷۰ تا ۸۰ دلار بازگرداند، نرخ بهره را کاهش دهد و نفس را به بازار مسکن بازگرداند. تا آن زمان، دیگر نمیتوان بازار مسکن را مستقل از تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه تحلیل کرد، چرا که آرامش یک آبراه دور، امروز به طور مستقیم با آرامش یک خانواده در خانهای دور در یک گوشه دنیا گره خورده است.
منابع: donya-e-eqtesad



